![]() |
کلبه ی تنهایی |
![]() |
| به کلبه ی احساسات یه رسوا خوش اومدی |
|
یاد بابا...
|
|
سلام دوستان عزیزم....
این پست یه پست خاصه... فردا سالروز شهادت بابامه.. ۲۰ سال پیش وقتی کیومرث ۱۱ ماهش بود باباش پر زد و رفت... هیچ وقت نتونستم قبول کنم که کارش با ارزش بود... وقتی امروز این مملکت رو می بینم واقعا افسوس می خورم که چرا بابا جونشو واسه ...داد... بابام نماینده مجلس بود... به همراه چند تا نماینده و قاضی و از اینجور شخصیت ها با هواپیما می رفتن سمت اهواز که واسه بسیجی ها سخنرانی کنن و به اونا روحیه بدن.... اما... قبل از اینکه برسن ۲ تا جنگنده عراقی هواپیما رو اسیر خودشون می کنن... و از اونا می خوان که تسلیم بشن و تو خاک عراق بشینن... خب دیگه... مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت.... همشون شهید میشن... معروفترین شخصیت هم شهید محلاتی بوده... بابام رفت تا مامان بمونه با ۶ تا بچه... من که چیزی یادم نمیاد از بابا.... تنها یه بار به خاطر نبودنش گریه کردم... و اینکه خیلی وقته نرفتم پیشش.... می دونم کار بدیه... راستی بابا... من پسر خوبی نبودم اما تو هم بابای خوبی برام نبودی... نمی تونم بگم دوستت دارم... آخه با خودم رو راست هستم... یادت گرامی.... روحت شاد...
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 1384/11/30ساعت 16:39 توسط کیومرث کیارس |
|
|
سر کار...تنهایی
|
|
سلام بچه ها...
ببخشید آپدیت دیر شد... خب.... همون طوری که گفته بودم الان دیگه سر کارم... از بیکاری بهتره.. دیگه... داداشم رفته خدمت سربازی... حالا اونم کجا............زاهدان به وبلاگش سز بزنین... بیاد مرخصی کامنتاتونو بخونه خوشحال میشه.... اینم آدرس بلاگش...بنام عشق... حالا فقط من و مامان توخونه هستیم... یه روزایی ۸ نفر بودیم اما حالا.... دیگه... آهان....من عصرها تو نت هستم.... از سر کارم... واییییییییییییییی....... ولنتاین... ولنتاین خوشگلی داشته باشین.... بوس بوس... |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 1384/11/24ساعت 16:39 توسط کیومرث کیارس |
|
|
خصوصیات کیو...
|
|
سلام یاران کیومرث... شروع کنم به نوشتن دیگه... از دلتنگیهام بگم... از عشقی که نمی دونم چرا غمش مونده تو دلم.... آخ خدا....آخه تا کی؟ دیگه روم نمیشه بگم دلم واسه النازم تنگ شده.... اما شده...به خدا شده... خرشم چیکار کنم.... پرپرشم چیکار کنم... بچه ها یه سوالی رو می خوام رک جواب بدین... چند ماهی هستش که تا حدودی با من آشنا شدین... می خوام بهم بگین بهترن خصلت هام چیه؟ و همچنین بدترین خصلت هام.... جون کیو رو راست باشین.... می خوامتون.... |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه 1384/11/12ساعت 8:53 توسط کیومرث کیارس |
|
|
تردید...وینستون...زشت...
|
|
سلام یاران کیومرث... ببخشید دیگه ...بازم مسافرت بودم... این بار به خاطر کار دوستم رفتم... خیلی خوش گذشت... و اما...تردید... با خیلی از بزرگترا درباره خدمت سربازی رفتن مشورت کردم... به جرات می تونم بگم همشون گفتن که اگه الان نرم بهتره!!!! نمی دونم... در هر صورت من اول اسفند ماه دفترچه رو پست کمی کنم... دیگه اینکه... سیگار مگنا نمی کشم... آخه مگنا خیلی پر دوده و بعد از این وینستون یا کنت ... اینم یه جور پیشرفته.... آخه سیگارهای سبکتری هستن نسبت به مگنا... واسه هم فکری شما هم ممنونم ... من به نظر همه احترام می ذارم... باید جمع بندی کرد... دیگه... یه خورده زشت شدم... آخه یک هفته ای میشه صورتمو اصلاح نکردم... حیف که ریش و سبیلم کامل نشده... اینجوری کمتر دردسر میاد سراغم... راستی کسی هستش دانشگاه فردوسی مشهد (رشته حسابداری باشه بهتره) درس بخونه؟ آخه یه دفترچه از یه دختره رسیده دستم که فقط می دونم دانشجوی(احتمالا حسابداری) دانشگاه فردوسیه... چند تا شماره هم داخلش داره... حالا این که چه جوری دست من رسیده جریان داره... شاید اسم دختره وجیهه باشه!!! الان همه فکرهای منفی می کنن... کیومرث بچه مثبت... من عشق می خوام... اما نه از هر بی سر و پایی.... بوس بوس... |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه 1384/11/05ساعت 18:11 توسط کیومرث کیارس |
|
|
خبرای تازه
|
|
سلام یاران کیو... حالتون خوبه؟ دوباره دلم هواشو کرده... خاک تو سرم شه که نمی تونم فراموشش کنم... چیکار کنم به خدا دست خودم نیست... دوستش دارم به خدا دوستش دارم...عاشقشم...دیوونشم...دیوونه... بگذریم... یه چند تا تصمیم جدید گرفتم... اول اینکه می خوام یه ماه قبل عید برم سر کار...تا عید البته... و یه ماه از این بیکاری جدا بشم... بعدش هم که دیگه اگه خدا بخواد برم خدمت... و اینکه... یه کار دیگه هم می خوام بکنم ... شما هم نظرتونو بگین... عکس منو که اکثرتون دیدین... می خوام موهامو کوتاه کنم(تقریبا نصف موهای الان باشه)...و تیپ های رپ و اسپورت نرنم... تیپ مردونه و سنگین... البته این بحث موهام قطعی نیستش... اما اون دو تا مورد اول قطعیه... این بار کوتاه مطلب می ذارم... و اینکه شاید 2 الی 3 روز نیام تو نت... یا خیلی کم بیام... حتما نظرتونو بگین... بوس بوس... |
|
2 نوشته شده در
شنبه 1384/11/01ساعت 0:55 توسط کیومرث کیارس |
|
|
صفحه نخست کیومرث در یاهو قدیما چی گفتم |
| درباره کیومرث |
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید...
|
|
RSS
|