![]() |
کلبه ی تنهایی |
![]() |
| به کلبه ی احساسات یه رسوا خوش اومدی |
|
یه دنیا دلتنگی...
|
|
سلام دوستای نازنینم دیشب از مسافرت 4 روزه برگشتم.دو کیلو وزنم زیاد شده!!!! خب بگذریم.حالا نوبت کلبه تنها ییمه... اینبار دیگه از شعر خبری نیست.نمی دونم امشب چی بنویسم که حال خوندنشو داشته باشین... آهان یکی از نوشته هایی که هر لحظه واسه عشقم می نوشتم رو واستون می ذارم... البته اینو هم بگم که این نوشته ها رو ازم نگرفت!!! "عزیز دلم باهام چیکار کردی؟ این موقع شب (صبح) واسه چی باید بشینم پای دفترمو ناله کنم؟ می خوای بدونی الان ساعت چنده؟ الان 4:30 صبحه.الان همه دیوونه ها خوابیدن اما من... حالا که دلم از همه جا گرفته چیکار کنم؟حالا که دلم از خودم از جدایی از این روزگار لعنتی حتی از دوستام گرفته تو بگو چیکار کنم؟ چه جوری این دل صاحب مرده رو آرومش کنم؟ تو رو خدا فردا... خدا کنه فردا بتونیم با هم حرف بزنیم تا بتونم ازت اجازه بگیرم و مزه مستی رو تجربه کنم!!! البته باید می نوشتم امروز آخه فکر می کنم الان دیگه تو روز دیگه ای هستیم! آدم وقتی اطرافشو نگاه می کنه می بینه دنیا پر از کثافته!!! می دونی عشق من من از خدامه که آخرش فقط من و تو واسه هم بمونیم. و به خدا قسم این تنها آرزوی منه آخه بدون تو احساس پوچی می کنم. آخ چی می شد می تونستم چشمامو ببندم و بخوابم!!! دوست دارم بهترینم دوست دارم. وای چی می شه لحظات با تو بودن دوباره تکرار شه؟ از صمیم قلب از خدامون می خوام که هر چه زود تر ما رو به هم برسونه. راستی اگه منو تنهام بذاری من چیکار کنم؟ به خدا تو چشام پر از اشکه دارم واسه تو (منم تو هستم) اشک می ریزم.عزیزم منو تنهام نذار آخه بدجوری وابسته عشقتم.اما اگه یه روزی هم ازمن خسته شدی تو رو خدا منو تنهام بذار آخه نمی خوام خودمو بهت تحمیل کنم هرگز! "به چشم خسته من آسمون از سنگ شده لعنت به این تنهایی دلم واست تنگ شده" "اندی" دلم واست تنگ شده..." آره دوستای خوبم این یکی از هزاران نوشته ایه که واسه اون نوشتم اما حتی حاضر نشد نوشته هامو بخونه... راستی کسی می دونه از کجا می تونم آهنگ"همه رفتن کسی دور و برم نیست"معین رو دانلود کنم؟ ... |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 1384/05/24ساعت 9:56 توسط کیومرث کیارس |
|
|
بازم تنهایی...
|
|
نیمه های شب از خواب بیدار شدم. چشام پر از اشک بود... اون صورت نازنینش روبرومه دارم دیوونه می شم همش تو فکرشم... خاطراتی که با اون داشتم... یه روزی داستانمو می گم حالا زوده!!! بی خیال خدا بزرگه. این شعر جدیدمه : در کوچه ای خسته باز هم خالی ز هر خنده راه می روم و به او فکر می کنم آه از این احساس تنهایی آه از این روزهایی که من هیچ نیستم باز هم راه می روم باز هم شعر می خوانم ترانه های تنهایی را ترنم میکنم و می نالم گاه از این کوچه قاصدکی می گذرد و من با دیدن این پیک می گریم ناله های عاشقانه ناله های یک غریب در غربت یار آه از غریبی تو مگر می دانی غریب کیست؟ تو مگر می دانی که غربت چیست؟ احساس بغض آور آکنده ز غم این احساس در این کوچه همراه من است تا قاصدک دیگری ببینم تا دوباره اشک بریزم تا دوباره با اشک سخن گویم ای کاش که او می فهمید ای کاش که او باز می گشت ای کاش، ای کاش، ای کاش نبود ای کاش ای کاش ای کاش... |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 1384/05/16ساعت 8:57 توسط کیومرث کیارس |
|
|
تنهایی
|
|
سلام
بابا میاین سر می زنین با نظرهاتون خوشحالم کنین. این شعر از کارهای خودمه اگه جالب نیستش ببخشید... کاش صدای پای آشنایی می آمد و مرا در خلسه ی عشق فرو می برد و در آن لحظات روحانی و در آن لحظات بی همتا دیده از اشک شوقم نمگین می شد چهره ام مغشوش سینه ام سوزان قلب من بی تاب کاش دوباره آن لحظات باز آیند و مرا غرق سعادت بکنند یلر در نزد من و من در دل او این من که دگر من نیستم این اوست و من اویم افسوس افسوس که فقط رویاست رویای دو عاشق رویای دو معشوق رویای دخترک زیباییست که من او را دوست دارم رویاست آری رویاست و کماکان من نیز عاشق آن رویا هستم افسوس افسوس آخر من این تنها هستم. نظر بدین... |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 1384/05/13ساعت 8:22 توسط کیومرث کیارس |
|
|
امشب ناله هستم...
|
|
سلام امشب حالم خیلی بده امشب مثل دیوونه هام. امشب یه دنیا گریه کردم و ضجه زدم.البته نه تو خونه (تو خیابون) چه قدر دوست دارم الان بارون بباره چه قدر دوست دارم زیر بارون گریه کنم. چه قدر دوست دارم سرمو محکم بکوبم تو دیوار!!! می دونی چیه؟ تا حالا عاشق شدی؟ امشب یه عاشق دیوونه بودم که دلتنگیهاش زده بود بالا. تو رو خدا برام دعا کنین آخه اینجوری دووم نمیارم... امشب تموم خاطراتی که باهاش داشتم مثل یه فیلم جلو چشام بود.اون صورت نازش جلو چشام بود... وای خدا جون... من خیلی تنهام خیلی. دوست دارم رو شونه های یکی که دوستم داره گریه کنم . دوست دارم موهامو نوازش کنه دوست دارم این اشکهایی که داره رو صورتم راه میره رو پاک کنه... دوست دارم محکم بغلم کنه تا بفهمم تنها نیستم... خیلی داغونم خیلی... دعام کنین... |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 1384/05/11ساعت 1:57 توسط کیومرث کیارس |
|
|
|
|
سلام نمی دونم امشب درباره ی چی بنویسم. اولش می خواستم از خودم بگم اما ... یا اینکه یکی از شعرامو بنویسم!!! خلاصه آخرش نصمیم گرفتم این ترانه رو که ستار خونده بنویسم. دیدم دلم گرفته هوای گریه دارم تو این غروب غمگین دور از رفیق و یارم دیدم دلم گرفته دنیا به این شلوغی این همه آدم اما من کسی رو ندارم دیدم غروبه اما نه مثل هر غروبی پهنای آسمونو از غم ندیده بودم هرگز به این شلوغی دیدم که جاده خسته ست از اینکه عمری بسته ست اونم تموم حرفاش یا از هجوم بارون یا از پلی شکسته ست من و غروب و جاده رفتیم تا بی نهایت از دست دوری راه یکی نکرد شکایت گم شدیم از غریبی من و غروب و جاده از بس هوا گرفته از بس که غم زیاده پر از غبار غم بوذ هر جا نگاه می کردی کی داشت خبر که یک روز می ری که بر نگردی ... وقتی دلم می گیره این آهنگ آرومم می کنه. چطور بود؟ |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 1384/05/10ساعت 1:8 توسط کیومرث کیارس |
|
|
سلام
|
|
سلام دوستان آخرش برا خودم یه صفحه باز کردم. یه جایی برای گریه کردن یه جایی برای حرف زدن ... قراره اینجا مطلبای خوشگلی بذارم. اگه شما هم کمکم کنین. مثل ترانه هایی که دوست دارم ؛ مثل شعرای خودم یا هر چیز دیگه ای ... تا بعد. |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 1384/05/09ساعت 8:22 توسط کیومرث کیارس |
|
|
صفحه نخست کیومرث در یاهو قدیما چی گفتم |
| درباره کیومرث |
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید...
|
|
RSS
|